تبلیغات
سائلین - خاطره ای تازه و جذاب !

خاطره ای تازه و جذاب !

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام دوستان ، سلامی به گرمی شور و حرارت این روز ، این روز تاریخی ، برای امروز یک مطلب و در اصل یه خاطره منحصر به فرد آماده شده، حدس میزنید خاطره چه شخصی باشه ؟ این خاطره خاطره متفاوتی هست از یک روز بعد از 9 دی ، تعجب نکنید بعد از 9 دی !!! بیشتر منتظرتون نمیذارم . برای خواندن خاطره روی ادامه مطلب کلیک کنید .





 

 

چند روزی تا حماسه تاریخی 9 دی مانده بود .

کسی نمیدانست که این روز معمولی قرار است در تقویم 88 به یک حماسه تاریخی بدل شود .ایام محرم بود و در عاشورای حسینی فتنه گران لکه ننگی بر پیشانی خود نشاندند ابدی ....

در شام غریبان سید مظلومان روی منبر به بیان مسائل روز و لزوم تبیعت از ولایت فقیه پرداختم و در مورد بصیرت بسیجیان نکاتی را مطرح کردم .

در روز 9 دی ( بنا به دعوت سازمان تبلیغات و در یک زمان غیر متعارف یعنی بعد از ظهر) قرار بر تجمع امت حزب الله در خیابان و میدان انقلاب شد. هدف از این تجمع اعلام بیزاری و برائت از فتنه گرانی بود که حتی حرمت حسین علیه السلام را نگه نداشتند . حاشا که در این شهر و مملکت ما زنده باشیم و نفس بکشیم و اوباشی از قماش یزید و شمر و خولی به ارباب بی کفن ما جسارت کنند ، هرگز نمیگذاریم این اتفاق تکرار شود در حالی که ما نفس میکشیم . مگر ما مرده باشیم که در شهرمان به عشقمان توهین کنند و سکوت کنیم و دهانشان را خرد نکنیم ، خونشان را نریزیم .

چنان حماسه ای ملت آفریدند درست شبیه  حماسه تاسوعا و عاشورای 57 .

نزدیکان میگفتند کسانی در این راهپیمایی شرکت کردند که قبلا توانایی راه رفتن در مسیر کوتاه محله خود را نداشتند اما توهین و جسارت به ساحت سید الشهدا گناهی است نابخشودنی و مستوجب عذاب.

کفن پوشان در راهپیمایی شرکت کردم ، خواهر زاده 12 ساله ام نیز کفن پوش همراهی ام کرد .

همه خرسند بودیم و آرام از حضور میلیونی امت حزب الله .

اما روز پنج شنبه 10 دی .....

بعد از نماز ظهر و عصر یکی از دوستان تماس گرفت و گفت ظاهرا فتنه گران قصد جولان در عرصه سمیرغ را دارذد ، میخواستند انتقام 9 دی را از مردم بگیرند .

بسیج آماده دفاع شد و از من نیز خواستند آنان را همراهی کنم . چون در طول فتنه تهران در قم حضور داشتم و توفیق شرکت در عملیات های بسیج را نداشتم فرصت مناسبی بود برای ادای دین به انقلاب و شهدا ، خصوصا اینکه چند روز قبل حسابی تبلیغات کرده بودم که بسیجی باید از انقلاب دفاع کندو باید تا پای جان در صحنه باشد و خلاصه کلی از این حرفها ...

پیش خودمان بماند برای حفظ آبروی خودم هم که شده باید میرفتم ....

وارد حسینیه شدم ، دوستان جمع بودند، تا به حال با لباس شخصی جایی نرفته بودم، با لباس روحانی هم که نمیشد وارد درگیری شد . باید به تکلیف عمل میکرم ، عمامه ، عبا ، قبا و نعلین را کنار گذاشتم با یک شلوار کردی ویک اورکت( که از دوستی امانت گرفتم و بعدا با اجازه ایشان پس ندادم و یادگاری 10 دی باقی ماند ) راهی شدم ، یک کلاه بافتنی هم به سر کردم ، کتانی را از دوست دیگری قرض گرفتم (البته برگرداندم !!!) با شال مشکی صورتم را پوشاندم که در محل کسی من را نشناسد(چون نمیپسندم بدون لباس روحانیت در انظار مردم ظاهر شوم ) و ترک موتور برادر زاده به همراه 70 – 80 بسیجی راهی میدان ولی عصر شدیم .

هر چه به محل نزدیکتر میشدیم دلهره ام بیشتر میشد احساس میکردم زانوانم سست شده و رمق ندارد ، دوستان قبلا  از درگیری ها برایم تعریف کرده بودند اما شنیدن کی بود مانند دیدن .

تازه فهیمدم چرا خیلی ها نرفتند جنگ ، یاد هشت سال دفاع مقدس افتادم . تازه فهیمدم آنها که رفتند چه کردند خیلی بالاتر از اینها ، لمس میکردم عاشورا یعنی  چه ! سعید بن عبدالله در مقابل امام حسین علیه السلام سینه اش را سپر کرد تا حضرت عشق نماز بخواند و او نزدیک به 13 تیر خورد و خم به ابرو نیاورد .

خداخدا میکردم که درگیری نشود، در ساختمانی نزدیک چهار راه ولی عصر مستقر شدیم و بعد به حیاط مدرسه مجاور منتقل شدیم ،با تاریک شدن هوا نماز را خواندیم و در نمازخانه دور هم نشستیم ،حلقه های زیادی از بسیجیان پایگاه های مختلف تشکیل شد .

همه منتظر فرمان بودند و شاید برخی مثل من خدا خدا میکردند دریگری  نشود .

دوستان میگفتد دفعات قبل هر بار که آمدند درگیری شده ، در دلم احساس میکردم شبیه شب های عملیات است با این که زمان جنگ بچه بودم ، اما نمیدانم چرا حس آن زمان در من وجود داشت .

پس از چند ساعت گفتند امشب خبری نیست و برگردید  .

آن شب خبری نشد و همه برگشتیم .

10 دی برای من خاطره انگیزه تر از 9 دی شد خیلی آموزنده بود، نکند امام زمان بیایند و ترس مانع از یاری شود شاید این اعتراف سخت بود اما عبرت انگیز .

از همین حالا باید به فکر باشیم چه عواملی میتواند مانع حضور در دفاع از امام زمان باشد .

شاید اگر وقتش برسد دیگر نتوانیم کاری کنیم ، از هم اکنون باید به فکر بود ، از هم اکنون .





موضوع: دل نوشته،
برچسب ها: خاطره، ‌جذاب؛خواندنی، فتنه، 9 دی، نه دی؛ده دی؛ دوست؛سران فتنه؛جنبش سبز؛سران جنبش؛آمریکا؛اسرائیل؛اعتراض؛آشوب، تقلب، انتخابات، موتور، بسیجی، آخوند؛طلبه، روحانی، حماسه، تاریخی، محرم، عاشورا، خائن، خیانت، ننگ، راهپیمایی،
[ شنبه 9 دی 1391 ] [ 12:13 ب.ظ ] [ محفل سائلین ]