تبلیغات
سائلین - مثنوی مرثیه حضرت عباس علیه السلام

مثنوی مرثیه حضرت عباس علیه السلام

قحطی آب و دلها کباب است

ازدیده جاری اشک رباب است

باید که سقا کاری نماید

مولای خود را یاری نماید

در خیمه ماندن ننگ مدام است

وقت دفاع از جان امام است

خون اباالفضل اکنون به جوش است

هنگام رزم و جوش و خروش است

مشکش به دوش و نیزه به دستش

بوی شهادت بنموده مستش

با عزم راسخ آن کوه غیرت

سوی شریعه در حال حرکت

حیدرصفت او در حال غرش

روبَه خِصالان در حال کرنش

گرچه در این ره سختی کشید او

آخر کنار دریا رسید او

دستان خود را پر کرده از آب

آمد به یادش لبهای ارباب

آیا بنوشد ؟!! آیا ننوشد ؟!!

هیهات ابالفضل خود را فروشد

لب تشنه اما مشکش پر از آب

رو سوی خیمه بی تاب بی تاب

زینب به خیمه باشد غمینش

زهرا به محشر گفت آفرینش

گردش عدو با تیر و کمان است

در خیمه اشک و آه و فغان است

او بیقرار طفل رباب است

تنها امیدش یک مشک آب است

آیا رسد او در خیمه یا نه ؟

آبی رساند بر خیمه یا نه ؟

در آن هیاهو محشر به پا شد

سخت است بگویم آن جا چه ها شد

دشمن نشسته اندر کمینش

یک سو یسار و یک سو یمینش

دستش بریده مشکش دریده

سر تا به پایش خون میچکیده

آخر چه گویم آنجا چه گشته

دیگر به خیمه او برنگشته

آمد حسینش با بی قراری

اشکش زدیده گردیده جاری

گفتا به سقا : بی آب و دستی

برخیز و بنگر پشتم شکستی


                                         تراب

 

 





موضوع: مدح و مرثیه،
برچسب ها: حضرت عباس علیه السلام، مصیبت، فرات، کربلا، آب، مشک، نامردان،
[ چهارشنبه 22 آبان 1392 ] [ 06:00 ب.ظ ] [ محفل سائلین ]