تبلیغات
سائلین - عباس جان سلام

عباس جان سلام


بسم رب الشهدا و الصدیقین



سلام دوستان
این مطلب هم یه حالت گزارش داره هم یک حالت خاطره از شهید و هم خاطره خودم .
جمعه ای که گذشت خداوند متعال توفیق داد که در تشییع جنازه شهید عباس نورایی که تا حالا مفقود الاثر بود شرکت کنم . این شهید 27 سال بود که به شهادت رسیده بود ولی چند وقت قبل جسد مطهرش یافت شد .
خیلی اتفاقی از ماجرا خبر دار شدم . با خودم گفتم حتما باید برم .
خیلی خوب شد که رفتم . فضای معنوی خاصی حاکم بود . خیلی با حال بود و چسبید . تقریبا اوایل مجلس رسیدم اما  مسجد ولیعصر چهار راه سیروس تقریبا پر شده بود . همون اول حاج منصور نورایی برادر شهید و مداح اهل بیت علیهم السلام رو دیدم و با ایشون سلام و علیکی کردم . حسابی گریه {.....}



 حسابی گریه میکرد . مانند کسی که تازه عزیزی را از دست داده بود . انگار نه انگار 27 سال گذشته . البته حال خیلی ها همینطور بود .
جسد شهید رو گذاشته بودند جلو و یک روحانی با صدای خوش شروع کرد به زیارت عاشورا خوندن .
نمیدونم چه حسی بود ! حتما به خاطر قداست حضور شهید بود که چشمان گنه کارم اجازه باریدن پیدا کرد . مثل خیلی های دیگر .
وسط عاشورا میگفتم خوش به حالت عباس ! الان تو کجایی و من کجا ! راستش رو بگم بیشتر برای خودم گریه کردم و افسوس خوردم .
بعد زیارت عاشورا هم حاج علی انسانی یک شعر قشنگی خوند و بعد هم حاج ماشاالله عابدی دم داد برای سینه زنی . یک مختصر سینه زنی کردیم تا نوبت به گزارش تفحص رسید .
مسئول تفحص از همون اول با حاجی و برادر شهیدش آشنا بود . از کربلای 4 گفت . از سختی ها . از کوشش ها . از تفحص های بعد از جنگ .
شهید عباس رو از روی عینک و نصف پلاک و با آزمایش تشخیص دادند .
بعد تشییع شروع تا قسمتی از خیابان شهید مصطفی خمینی .
مردم زمزمه میکردند و شعار میدادند .
 کجایید ای شهیدان خدایی ....

این گل پرپر ما است     هدیه به رهبر ما است
 
با این شعار ها حال و هوای حماسه زنده میشود .جالب است ! بعد از این همه سال شهید دوباره حرفش و عقیده اش را از زبان تشییع کنندگانش میزند . مبادا رهبر تنها بماند . مبادا انقلاب به دست نا اهلان بیافتد .
به فکر شما هم بودم . یک فیلم کوتاه گرفتم ، امیدوارم که این حال و هوا به شما هم منتقل بشه .

فیلم را از اینجا ببینید .  http://www.aparat.com/video/video/listuser/dashboard/yes/username/saelpanah 
قبل از اینکه جسد را برای انتقال به بهشت حضرت زهرا سلام الله علیها داخل ماشین بگذارند حاج منصور نورایی هم یه خاطره جالب از شهید گفت هم پیام شهید رو رسوند .
خاطره این بود که شهید عباس تازه اومده بود تهران ، همین که وسایلش رو گذاشت زمین در زدند . از سپاه نامه اومده بود برای جبهه . هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله . حاجی میگفت : ( شهید نامه رو که دید گذاشت روی چشمش . یاد حبیب افتادم که همین رفتار رو با نامه امام حسین علیه السلام کرد . الی الحبیب من القریب . گفت امام نامه داده باید برم .)




این بماند ، حاجی گفت این جنازه شهید هست ، شهید پیام داره . شهید عباس یه بچه سه ساله داشت که رفت جبهه . میتونست مثل خیلی ها این کار رو نکنه ! الان سوار ماشین آنچنانی بشه ! خونه چنان داشته باشه و ... ! اما رفت و جونش رو برای اسلام داد برای انقلاب داد . این انقلاب با خون شهید تضمین شده است .همه چیزتون رو برای انقلاب بدید . گرانی هست ولی نباید به انقلاب غر زد . باید از خودمون بزنیم .
خیلی درست گفت . الان هر چقدر هم بخواهیم گرانی و مشکلات را بزرگ کنیم مسلما به پای شرایط جنگ نمیرسه . اونها جان خودشون رو دادند . ما نمیتونیم از این مساله بگذریم ! حتما که میتونیم .
تشییع تمام شد و ماشین به سمت بهشت حضرت زهرا سلام الله علیها حرکت کرد . من باید میرفتم و توفیق ادامه حضور رو نداشتم .
فقط از شهید میخوام که پیش فرمانده از ما شفاعت کنه .
خوش به حال شهید که جونش رو در راه فرمانده داد .
شاید من نا لایق هم بتونم روزی این کار رو انجام بدم .
به خودم میگم که بذل جان پیشکش خودت ! اگه میتونی همین زندگیت رو درست کن تا هر جمعه آقا از دستت افسوس نخوره و ناراحت نباشه .
آقا شما یه عنایتی کن که من هم مثل شهید عباس افتخار سربازی شما رو داشته باشم .
به فرمانده شهیدمون میسپارمت .








موضوع: زمینی بودند - آسمانی شدند،
برچسب ها: شهید عباس نورایی، مفقود الاثر، برادر شهید، خانواده شهید، جنگ، دفاع مقدس، حاج منصور نورایی، حاج منصور بر سر جنازه برادر، پلاک، اشک، زیارت عاشورا، امام زمان، شهید، شهادت، جانباز، دلچسب، باحال، گل پرپر، فرمانده، سه ساله، خاطره شهدا، تازه ترین شهید، تشییع جنازه، همه چیز در باره شهید، انقلاب، گرانی، جان دادن، انتخابات، سیاست،
[ دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 ] [ 03:00 ب.ظ ] [ محفل سائلین ]