تبلیغات
سائلین - خوب شد زمین خوردم !

خوب شد زمین خوردم !

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان
تصمیم گرفتیم از این به بعد در این قسمت کلا خاطرات طلبگی رو بذاریم . بزرگان هم خودشان را طلبه میدانند .
این پست خاطره ای است از آقای موسوی تهرانی راجع به شیخ مرتضی زاهد . ایشان گفتند : مرحوم آقا شیخ مرتضی زاهد در این آخرهای حیاتش بسیار ضعیف و نحیف شده بود ، بنا بر این یک آقایی همیشه او را به کول میگرفت و به جلسات میبرد .
من یک روز یادم هست آقا شیخ مرتضی بر پشت آن آقا به سویی میرفتند . نمیدانم چه شد آن آقا تعادلش را از دست داد و آقا شیخ مرتضی از عقب به شدت بر زمین افتاد . من آن صحنه را فراموش نمیکنم . در آن لحظه ای که ایشان بشدت بر زمین افتاد بلافاصله این کلمات بر زبانش جاری شد و با حالتی توصیف نشدنی و بسیار تماشایی و با معنا فرمود : (( الحمد لله رب العالمین ))
من در آن لحظات با آن حال و هوای نوجوانی به خوبی احساس میکردم که او این کلمات شریف را قهری نمیگفت . یعنی اینطور نبود که بخواهد بر این درد و صدمه صبر پیشه کند ، بلکه او بدون هیچ ناله و شکایتی با حالتی بسیار زیبا از رضا ، این زمین خوردن را به این شکل ختم کرد و تمام شده دید .

کتاب : آقا شیخ مرتضی زاهد . ص 138




موضوع: خاطرات طلبگی،
برچسب ها: آقا شیخ مرتضی زاهد، زمین خوردن، ناله، شکایت، رضا، اخلاق فاضله، اخلاق عملی، عرفان، سیر و سلوک،
[ سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 ] [ 03:00 ب.ظ ] [ محفل سائلین ]