تبلیغات
سائلین - مطالب ابر شعر سینه زنی

عصر فردا

خواب دیدم در این شب غربت

خواب دستی عجیب و خون آلود

خواب دیدم که پیکرم خواهر

طعمه ی گرگ های وحشی بود

اضطرابی به جانم افتاده

که بیان کردنش میسر نیست

یک جوان مرد با شرف زینب

بین این سی هزار لشگر نیست

ماجراهای عصر فردا را

در نگاه تر تو میبینم

راضیم به رضای معبودم

تا سحر بوته خار میچیینم

شب آخر وصیتی دارم

در نماز شبت دعایم کن

ظهر فردا به خنده ای خواهر

راهی وادی منایم کن

باغ سرسبز خاطراتت را

غصه پاییز میکند زینب

گوش کن شمر خنجر خود را

آن طرف تیز میکند زینب

عصر فردا از اهل بیت رسول

زهر چشمی شدید میگیرن

وقت تاراج خیمه های حرم

چند کودک ز ترس میمیرند

کوفیان شهره ی عرب هستند

مردمانی که دست سنگین اند

رسمشان است میوه را در باغ

با همان شاخ و برگ می چینند

دور کن از زنان و دخترها

هرچه خلخال در حرم داری

خواهرم داخل وسایل خود

روسری اضافه هم داری؟؟؟

عصر فردا بدون شک اینجا

میزند گردبار خاکستر

با صبوری به معجرت حتما

گره ی محکمی بزن خواهر

وحید قاسمی





موضوع: مدح و مرثیه،
برچسب ها: تاسوعا، عاشورا، مرثیه عصر عاشورا، شعر سینه زنی، شعر جدید عصر عاشورا، آّب، عطش،
[ پنجشنبه 23 آبان 1392 ] [ 01:00 ق.ظ ] [ محفل سائلین ]

یا علی

بسم الله العلی العظیم
جام از دست ملائک به شبستان افتاد
سرخ شد رنگ زمین، ساقی رضوان افتاد
ملحدی تیغ به بنیان همه عالم زد
سایه فاجعه بر عالم امکان افتاد
ناله از عرش خدا روی زمین می‌غلتید
خون خورشید بر آیینه و ایوان افتاد
سر هر کوچه یتیمی نفسش جا می‌ماند
شومی دلهره بر قلب یتیمان افتاد
دل زهرا(س) خبر از حادثه‌ای بد می‌داد
اشک مهتاب بر آن مرقد پنهان افتاد
کفر در تیغ خوارج سر شب می‌لغزید
صبح بر فرق علی(ع) خنجر عریان افتاد
خاک هم بستر با مرد اهورایی شد
داغ بر سینه هر لاله لرزان افتاد
شهر در سوگ علی(ع) خاک به صورت پاشید
بر در کعبه غمی رنگ زمستان افتاد
چاه در طالع شبهای پس از او می‌دید
لرزه بر پیکره ماه پریشان افتاد
رمز و اسرار فنا قطع شد از عالم جان
بحث بیهوده و تزویر به میدان افتاد
سیب سرخی که لب آدم و حوا را چید...
بر زمین خون علی(ع) یک شبه تاوان افتاد

 






موضوع: مدح و مرثیه،
برچسب ها: شهادت حضرت علی علیه السلام، شعر ناب، شعر تازه، شعر سینه زنی، هیئت، صوت، مداحی، شعر روضه، به مناسبت شهادت حضرت امیر علیه السلام، علی که بود، ابن ملجم کیست، معاویه، صفین، عبرتهای تاریخ، عبرتهای عاشورا، عبرتهای انقلاب،
[ سه شنبه 8 مرداد 1392 ] [ 03:00 ب.ظ ] [ محفل سائلین ]

اگر اشاره کنی کائنات میلرزد

غزلی نذر حضرت زهرا(س)

 

همین که دست قلم در دوات می لرزد

به یاد مهر تو چشم فرات می لرزد

نهفته راز «اذا زلزلت» به چشمانت

اگر اشاره کنی کائنات می لرزد

«هزار نکتهء باریک تر ز مو اینجاست»

بدون عشق تو بی شک صراط می لرزد

مگر که خار به چشمان خضر خود دیدی

که در نگاه تو آب حیات می لرزد

تو را به کوثرو تطهیرو نور گریه مکن

که آیه آیه تن محکمات می لرزد

کنون نهاده علی سر،به روی شانهء در

و روی گونهء او خاطرات می لرزد

 

غزل تمام نشد،چند کوچه بالاتر

میان مشک سواری فرات می لرزد

سپس سوار می افتد ،تو می رسی از راه

که روضه خوان شوی اما صدات می لرزد

□□□

وعصر جمعه کنار ضریح روی لبم

به جای شعر دعای سمات می لرزد ...

 





موضوع: مدح و مرثیه،
برچسب ها: شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، روایت داستان، شعر حماسی، شعر سینه زنی، شعر مدح، شعر غزل، روضه، هیئت، فاطمیه، اشک، آه، منتظران ظهور، برقعی، جمعه های بی پایان،
[ جمعه 30 فروردین 1392 ] [ 05:00 ب.ظ ] [ محفل سائلین ]

سرمایه محبت

اشكی بُود مرا كه به دنیا نمی دهم

این است گوهری كه به دریا نمی دهم

گر لحظه ای وصال حببم شود نصیب

آن لحظه را به عمر گوارا نمی دهم

عمری بود كه گوشه نشیـن محبتم

این گـوشه را به وسعت دنیا نمی دهم

در سینه ام جمال علی نقش بسته است

این سینه را به سینه ی سینا نمی دهم

تا زنده ام ز درگه او پا نمی كشم

دامان او ز دست تمنّا نمی دهم

سرمایه ی محبت زهراست دین من

من دین خویش را به دو دنیا نمی دهم

گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا

یك ذره از محبّت زهرا نمی دهم

امروز بزم ماتم زهرا بهشت ماست

این نقد را به نسیه ی فردا نمی دهم

در سایه ی رضایم و همسایه ی رضا

این سایه را به سایه ی طوبی نمی دهم

شعر از سید رضا موید





موضوع: مدح و مرثیه،
برچسب ها: شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، فاطمیه، عید، شعر، شعر سینه زنی، مدح، مرثیه، روضه، نوحه، هیئت، سید رضا موید، شعر موید، محمد طاهری، سرمایه محبت سید رضا موید،
[ چهارشنبه 21 فروردین 1392 ] [ 01:00 ق.ظ ] [ محفل سائلین ]